بلخ مظلوم ترین ولایت افغانستان
عارف گردیزی
بلخ یکی ازبزرگترین و کهن ترین شهر های آریانا کهن، خراسان دیروز و افغانستان امروز است و همچنان مهد علم و دانش و خاستگاه مشایخ، شعرا و دانشمندان بزرگ منطقه و جهان بوده است که مولانا جلال الدین محمد بلخی،ابو علی ابن سینای بلخی، رابعه بلخی ،امیر خسرو بلخی را طور نمونه ذکر مینمایم و همچنان پایگاه و بستر پرورش شجاعت و مردانه گی و شهزاده گانی بوده که خاطرات شان تا به حال زنده است.ولی امروز به یکی از مظلوم ترین و محروم ترین شهر افغانستان تبدیل شده است.چرا؟
با ختم جنگ های تحمیلی بالای مردم مان و سقوط رژیم سفاک، بی رحم، نا مسلمان طالب های نام نهاد که از طرف بزرگترین و قدرتمندترین کشور های جهان غرب و مزدوران ایشان در منطقه تمویل، تجهیز و بعدآ به کشور به خاطر چور،غارت،نسل کشی و بلاخره تجاوز به جان و مال مردم شجاع و آزادی خواه مان که تحت اسم دین و اسلام فرستاده میشدند، مردم با کوه های از امید وبا دید آینده درخشان زنده گی را آغاز کردند اما دیری نگذشت که سیاستمداران کهنه کار انگلیس و امریکا و ژاندارم ایشان در منطقه (پاکستان) از فریب و نیرنگ کار گرفته باز به گفته( مرحوم غلام محمد غبار) بعد ار مقاومت دلیرانه و کامیابی کامل علیه آن سیاه دلان لباس چرکین استبداد به تن مردم افغانستان گردید و آقای کرزی بالای مردم افغانستان تحمیل شد.
مردم باز هم با این مسله اساس احساس خوشبینی کردند و فکر کردند که کرزی در دنیای جدید پرورش یافته و در کشوریکه خود را بانی دموکراسی اعلان مینماید مدت زیادی زنده گی کرده و شاید حق خود و حق انسان را شناخته باشد و منحیث یک شخص عادل و زعیم ملی کشور عمل نماید وکشور جنگ زده و مردم غمدیده ما را مرحم گذاری نماید. نه تنها که چنین نکرد بلکه با انتصاب اشخاص متعصب، عقده مند و خاین همتبارش کشور را به تباهی کشاند.
رژیم های افغانستان در گذشته وحال بنا بر عوامل سیاسی و قومی همیشه کوشیده اند شخصیت ها و مردم ولایات مختلف از جمله ولایت بلخ را منزوی نگهدارند و تمامی راه های پیشرفت را به هر طریق ممکن ببندند و تبلیغات زهر آگین را بر علیه شان به طور متداوم و مسلسل ادامه داده اند تا فایق آیند که مردم را از آگاهی، خودشناسی و حق شناسی باز دارند.
با نصب کرزی تحت شعار دموکراسی و بازسازی در طول شش سال هیچ کاری به ولایت بلخ صورت نگرفت نه از طرف دولت و نه از طرف کشور های که با بسیار طمطراق شعار دموکراسی و باز سازی را بر شانه هایشان حمل مینمایند، در حالیکه رهبری ولایت بلخ با یک مدیریت قوی توانسته است کشت کوکنار را به صفر تقرب دهد و امنیت ملی را تآمین نماید و تمامی ساکنین ولایت بلخ ازین امرخوشبین هستند و با تمام امکانات آماده دفاع از کار کرد های رهبری ولایت بلخ هستند.
کار شکنی و توطه های پیهم دولت مرکزی و عدم توجه به معارف ولایت بلخ و ضروریات اولیه آنولایت عمق دشمنی و عقده رژیم کرزی را بر علیه مردم ولایت بلخ نشان میدهد. با وجود پیشنهادات مکرر شورای ولایتی به دولت مرکزی به خاطر مجهز ساختن اطفاییه ولایت بلخ دولت هیچ وقعی نگذاشت تا اینکه با سفر وزیر داخله به مزار شریف امر چند ماشین اطفاییه توسط ایشان به ولایت بلخ داده شد اما هیچ وقت جامعه عمل نپوشید.
آتش سوزی امروزدر بلخ را میتوان یک سؤ قصد دولت مرکزی و فاجعه ملی نامید که هزاران انسان را به ماتم نشاندو نفقه روزگار شانرا از آنها گرفت و میلیونها دالر خساره وارد شد که این خود لکه ننگی است بر پیشانی دولت مرکزی وشخص کرزی.