|
کنفـــرانــس برلیـــن دولت را بــه فحـــش دادن کشـــاند
نوشته شده توسط عصر دولتشاهی
|
|
این روزها بحث مذاکرات امریکا با طالبان نقل هر مجلسی است. این مذاکرات بدون آگاهی و در جریان قرار گرفتن منابع رسمی و دپلوماتیک حکومت افغانستان در قطر جریان داشته است.همچنان شایعاتی در مطبوعات صفحه به صفحه نقل می شود که شماری از ولایتهای جنوبی کشور را در بدل قطع جنگ به طالبان واگذار می کنند.از سوی دیگر شورای پنج نفری طالبان در پاکستان تشکیل می شود تا کلیه امور جنگی طالبان افغانستان و پاکستان را هماهنگ ساخته و تداوم حنگ در افغانستان را تامین کنند.بار بار درگذشته شنیده ایم که پرویز مشرف دکتاتور نظامی پاکستان از تعلق پشتونی طالبان صحبت می کند و حمایت کشورش از طالبان را حمایت از پشتونهای افغانستان قلم داد می کند. همچنان در
همین سال جاری اردوی پاکستان به وقفه و هر بار برای چندین
روز متوالی مناطق سرحدی کشور را مورد بمباران توپخانه یی
قرار می دهد؛ مردم ما را می کشد و دهکده ها و قصبات ما را
ویران می کند. اما همین حکومت و وزارت خارجه و دستگاه فرمایشی "استرتیژیک" اش کنفرانس برلین را محکوم می کند و نقش خارجی ها را دران مداخله در امور کشور می خواند. کنفرانس برلین به صورت علنی و به خاطر بررسی راه های برون رفت از بن بست کنونی، رسیدن مردم به صلح واقعی و پاسخگو ساختن حکومتی که در حال حاضر استبدادی ترین نظام جهان را تمثیل می کند، دایر شده بود و وزارت خارجه افغانستان با صدور اعلامیه یی اینچنین یک کنفرانس را محکوم و تقبیح نموده آنرا خلاف وحدت ملی قلمداد می کند- آنهم با چه دستپاچگی و رسوایی یی! اگر جناب حامد کرزی خود در یک کنفرانس آلمانی به صفت رییس جمهور پیشنهاد می شود و با تایید خارجی ها به کابل می آید و این کار مداخله در امور داخلی کشور نبوده باشد، پس چگونه کنفرانسی که هیچ گونه تصمیم اجرایی در مورد افغانستان نمی گیرد و تنها بحث روی مسایل مربوط افغانستان دران جاری بوده است، خواب خوش ومزمن وزارت خارجه را برهم می زند و با عجله چنان اعلامیه یی را صادر می کند؟ مشکل اینحاست که حکومت کرزی اختیار کلیه امور فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشور را بدست حزب قومگرایی سپرده است که برنامه های فاشیستی اش جامعه را به انقطاب خطرناکی کشانده است. حزب افغان ملت یگانه حزبیست که به گونۀ عملی و نظری آجندای قومی دارد. این حزب مطابق قانون اساسی یک حزب غیر ملی و غیر قانونی است. اما جناب کرزی رییس همین حزب را درین ده سال در کنار خود دارد و اعضای این حزب همه روزه برنامه های فاشیستی و قومگرایانه خویش را با استفاده از پستهای حساسی که سخاوتمندانه از سوی کرزی در اختیار شان گذاشته شده است به پیش می برند. با این حال وقتی حکومت علیه این حزب کاری نمی کند، معلوم نیست باکدام منطق و کدام وجدان پاک وحدت خواهانه ملی جمع شدن چند شخصیت سیاسی در خارج را محکوم می کند و آنرا با وحدت ملی متناقض می خواند؟ هیچ سندی وجود ندارد که کنفرانس برلین خواهان نظام فدرالی شده باشد بلکه در اعلامیه آنها نظام پارلمانی به جای ریاستی پیشنهاد شده است. این خواست از سوی سایر مخالفین سیاسی حکومت بارها اعلان شده و خواست تازه یی نیست. اما پرسش اینجاست که حتی اگر کنفرانس برلین خواهان نظام فدرالی هم شده باشد با کدام منطق آنرا می شود ضد وحدت ملی خواند؟ شخصیت های شرکت کننده درین کنفرانس معاون پیشین رییس جمهور، عضو مجلس نمایندگان، سرقوماندان اعلی ارتش و رییس پیشین امنیت ملی کشور اند. با کدام مجوزی اشخاص تازه به دوران رسیده و مجهول الهویه یی که کارشان بادنجان چیدن گرد قاب کرزی است، به خود حق می دهند وفاداری و تعهد این شخصیت ها به خاک و مردم را زیر سوال ببرند؟ وانگهی زمانی که حقوق مردم زیر نام قومیت تلف شود و کلیه چوکی های تصمیم گیرنده دولت بدست یک قوم باشد و کلیه برنامه های انکشافی در یک سمت کشور متمرکز شود و شخصیت های سیاسی اقوام دیگر یکی پی دیگری کشته شوند و ده ها دلیل اظهرمن الشمس وجود داشته باشد که مبین حق تلفی و استبداد قومی طراز فاشیستی درین کشور در حال تطبیق است، آیا خواست حکومت فدرالی غیر منطقی است؟ آیا حتی خواست تجزیه غیر منطقی است؟ اما پرسید که چه چیزی سبب کشاندن مردم به همچو راه هایی شده است؟ اگر حکومت خواهان ساختن یک افغانستان یک پارچه و مستحکم است، باید حزبی را که همه روزه نفرت قومی خلق می کند و کشور را به پشتون و غیر پشتون تقسیم کرده است و خود را "نادری" و دیگران "سقوی" می خواند از دولت اخراج کند. اگر بسیار خواهان وحدت ملی استید برای کلیه اقوام حق دخالت در تصمیمگریها بدهید. مثلاً چرا هزاره ها و ازبک ها را به صفت والی کندهار و ننگرهار و قندهار مقرر نمی کنید. اگر مردم سایر ولایات حضور والی های پشتون را در مناطق شان می پذیرند و سالها هم پذیرفته اند، چرا والی های غیرپشتون در ولایتهایی که دران پشتونها اکثریت استند مقرر نمی شوند؟ چرا بامیان و غور و بادغیس و بدخشان و پروان و کاپیسا... از هرگونه انکشاف اقتصادی محروم اند؟ چرا سرک کابل بلخ خراب است و ساخته نمی شود؟ چرا کار سرک کابل پروان که همه امور دو رخه شدن آن تکمیل است هرگز آغاز نمی گردد؟ چرا سرک حلقوی هرات جوزجان تکمیل نمی شود...؟ هزاران چرای دیگر می تواند یادآوری شود که مبین تبعیض و تعصبی است که دولت به رهبری حامد کرزی و مطابق دکترین حزب طراز فاشیستی افغان ملت درین کشور تطبیق می کند. حضور و حاکمیت حزب افغان ملت منطقاً منجر به انقطاب قومی می شود و این را هر ابجد خوان سیاسی می تواند درک کند. حکومت جناب کرزی امروز مملو از کسانی است که با تمام ذرات وجود شان با زبانهای غیر زبان خود شان و با اقوام غیر قوم خودشان دشمنی دارند. این حزب افغان ملت است که تاریخ پنجهزار سالۀ این کشور را در دو صد و پنجاه سال کوتاه می کند. وقتی چنین باشد و تمامیتخواهان به سرنوشت مردم حاکم شده باشند، مردم چه چاره یی دارند جز این که برای اصلاح نظام، تمرکززدایی و تقسیم قدرت به گونۀ عادلانه به پا بخیزند. انتخابی شدن والیها، ولسوالها و شاروال ها کمترین خواستی است که می تواند برای رفع این نقیصه کمک کند. نظام پارلمانی، فدرالیزم و تجزیه راه هاییست که برای نجات جوامعی متکثر از ستم در همۀ جهان در نظرگرفته می شود. گزینش این سه راهکار نه گناه است و نه جرم بلکه پذیرفتن و سرگذاشتن به تداوم استبداد است که گناه نابخشودنیست. ازین حکومت باید پرسید که اگر سنگچلی به کفش نداری چرا از قطر نمی ترسی که از برلین می ترسی؟ چرا از رسمیت یافتن خیل درندگان وحشی قرون وسطی یی حذر نداری و علیه آن اعلامیه نمی دهی که از اجتماع آنهایی که به دست خود و با امکانات خود و با صرف نیرو و توان خود این نظام را ساخته اند و تنها خواست شان جلوگیری از خودکامگی در نظام است، این طور دستپاچه شده ای و در یکسو اعلامیه می دهی و در سوی دیگر کنفرانس دایر می کنی تا مردم را "ابله" بخوانند. به کارگیری لفظ "ابله" در مورد دیگران از دهن کارگذاران حکومت کنونی افغانستان با اینهمه کارنامه های درخشان چه مصداقی دارد جز این که به خودشان بربگردد. مگر کنفرانس برلین چه داشت که حکومت را به فحش دادن واداشته است؟ اقتباس از سایت خاوران منبع اصلی :http://www.khawaran.com/ســـــیاسی/کنفـــرانــس-برلیـــن-دولت-را-بــه-فحـــش-دادن-کشـــاند.html
|
