جبهه ملي، جامعه
جهاني را به تجديد نظر وا دار خواهد نمود
جبهه ملي با تركيب قومي و سياسي وسيع اعلان موجوديت كرد. اين جبهه
سياسي جامعه جهاني را مجبور خواهد نمود، تا سياست هاي خويش رانسبت
به افغانستان مورد بازنگري قرار دهد.
در هركشوري كه سخن از دموكراسي و آزادي هاي اساسي انساني مي رود،
وجود احزاب و گروههاي سياسي يك امر عادي به حساب مي آيد؛ اما آنچه
اكنون در افغانستان بعنوان جبهه ملي در برابر دولت پا به عرصه وجود
گذاشته است، نمايش سياسي تازه ايست كه كمتر در جهان سابقه دارد.
هرچند استاد برهان الدين رباني رئيس اين جبهه در سخنراني خويش گفت:
جبهه ملي در دشمني با جناحي ساخته نشده و سخنگوي جبهه ملي آقاي
كاظمي هدف از ايجاد اين جبهه را تأمين امنيت و تثبيت نظام خواند،
اما تاسيس يك جبهه سياسي در موجوديت دولت بيانگر اين واقعيت است،
كه مسايلي ميان دو طرف در خور مباحثه و منازعه است، طوري كه برخي
از اهداف اين جبهه در تقابل با خواست هاي دولت اسلامي افغانستان
قرار دارد. تلاش براي تغيير نظام رياستي به پارلماني، انتخابي كردن
والي ها، تبديل نظام انتخاباتي از "رأي واحد غير قابل انتقال" به "مختلط"
و اعتراض بر نظام اقتصادي و نحوه روابط با نيروهاي بين المللي
مستقر در افغانستان از نقاط بارز اختلاف ميان ديدگاه دو طرف مي
باشد.
دولت افغانستان به رياست آقاي حامدكرزي جنگ را با طالبان و القاعده
زير عنوان "مبارزه با تروريسم" پيش برد. اختلاف و كشمكش با احزاب
جهادي را زير نام "مبارزه با جنگ سالاران" دامن زد و با اين سياست
ها عرصه را براي خود و جامعه جهاني تنگ تر نمود. پس از به حاشيه
راندن شخصيتهاي جهادي، به تصفيه دگرانديشان در درون دولت پرداخت و
كساني را به اتهام جاسوسي به كشور هاي خارجي از صحنه دور كرد. و
اين جنگ دروني همچنان شعله ور است. در چنين حالتي جبهه ملي مرزهاي
قومي و تعلقات پيشين سياسي را در نورديد و پا به عرصه فعاليت نهاد.
رئيس دولت افغانستان در موارد يادشده شايد دلايلي
براي توجيه فعاليت هاي خويش ارائه كرده باشد، ولي اكنون در برابر
جامعه جهاني چه گفتني خواهد داشت؟
استاد رباني با تحويلدهي مسالمت آميز قدرت به آقاي كرزي در حقيقت
رهبري او را پذيرفت، اكنون رياست جبهه مخالف او را بعهده دارد،
مارشال فهيم معاون سابق او و مشاور ارشد كنوني ايشان در صف مخالفين
قرار دارد. احمدضيا مسعود، معاون اول رياست جمهوري در جبهه ملي
عضويت يافته و در مقابل حامدكرزي قرار گرفته است. آقاي كرزي كه از
سوي جناح روم به پست رياست اداره موقت معرفي و حمايت گرديد، حالا
مصطفي ظاهر به نمايندگي از اين جناح در رديف مخالفين سياسي دولت
قرار گرفته است. جنرال عبدالرشيد دوستم معاون سرقومانداني اعلي
قواي مسلح نيز در كنار رئيس دولت نيست برخي از وزيران و رئيس شوراي
ملي آقاي محمد يونس قانوني نيز در صف مقابل حامدكرزي قرار گرفته
اند. اين تركيب ديگر توجيه پذير نيست، جزء اين كه آقاي حامدكرزي
اين واقعيت را بپذيرد كه سخت به بيراهه رفته وراه خطا را در پيش
گرفته است و ديگر تنها و منزوي است.
رئيس دولتي كه همه او را ترك گفته اند، از معاونش گرفته تا اعضاي
كابينه، از جهادي گرفته تا غير جهادي، ديگر تقصير از كيست؟ همه
بداند و خلاف منافع افغانستان در حركت اند و تنها آقاي كرزي نيك
است و به صواب و يا اين كه اين آقاي كرزي است، كه با عده يي انگشت
شمار، دارد همه چيز را برباد مي دهد؟
سياستمداران با تحمل و مدارا حرف خود را مي گويند، مردم صبر مي كند،
ولي جامعه جهاني كه براي مبارزه با تروريسم دراين قلمرو نيرو اعزام
داشته و شب و روز خود را در نبرد با نيروهاي تروريستي سپري مي
دارند، بدون ترديد راه هاي رسيدن به امنيت و تأمين ثبات را در
افغانستان با جديت دنبال مي دارند و دستيابي به اين امر اصلاحات
كلي نظام موجود را مطالبه دارد. سيماي كلي اوضاع سياسي افغانستان
بسيار نگران كننده است، ولايات جنوب و جنوب غرب در جنگ با دولت بسر
مي برد. شمال و شمال شرق كشور از دولت مركزي ناراض اند، شخصيت هاي
عمده سياسي در جبهه مخالف سياسي دولت قرار دارند، دولت از درون
دچار چندپارچگياست. بنابراين راهي غير از تجديد نظر كلي آن هم
دركوتاه مدت در برابر ما قرار ندارد.