|
جبهۀ ملی
امید نو

داكتر عبدالله رحیمی جرمنی
ریشه اصلی کشمکشهای سیاسی ، اجتماعی و نظامی در کشور
که به سدههای گذشته ارتباط میگیرد .باعث ایجاد ،بی امنی ،بی عدالتی و
غیر موثر بودن سیستمهای اداری گردیده است
زورگویی ،انحصار قدرت از جانب یک قوم و قبیله باعث گردیده است ،تا
پدیدههای منفی ،فوق الذکر تکامل نموده ،مردم و کشور ما را بسوی نیستی سوق
داده وهمه هستیهای مادی و معنوی ما را ریشه کن ساخته و نابود نماید. درجه
بندیها و تعیین سویه در بین اقوام ساکن در کشور که حکم تفاوت قایل شدن به
آنان بوده و مغایر قانون اساسی کشور و قوانین بین المللی میباشد .یکی از
بزرگترین اشتباهات حکومتهای ٔبر سر اقتدار بوده است .اگرچه این مساله یعنی
تعین درجه در بین اقوام میتواند دلایل خیلی مهم و جدی داشته باشد . در
افغانستان در عصر انکشاف ،تکنالوجی و سیستمهای موثر اداری و اوج دمکراسی
در جهان ،هنوز هم، ادارات به همان شیوهٔ ،پوسیده و نابکار سابق از طرف
شخصیت های، سرکوبگرو انحصار طلب اداره و کنترول میگردد
كشوری مثل افغانستان كه اكثرا از طرف یك گروه قومی در ساحات سیاسی و نظامی
اداره گردد و موجودیت دیگر اقوام را نادیده انگارند چگونه میتواند این رژیم
در یك كشور مولتی اتنیكل مثل افغانستان ,تاثیرات چشمگیرومؤثر، در مسایل
سیاسی , اجتماعی , فرهنگی و نظامی داشته باشد
واین میتود فعلا در زمان حامد كرزی به همان شگرد سده های قبل خود جریان
دارد مسئله اساسی و عمده بی عدالتی و سركوبگری ها از همین نقطه سر چشمه
میگیرد که درواکنش به آن مبارزه اكثر متخصصان و روشنفكران علوم سیاسی و
حقوق در همین محور منسجم میگردد و با پشتیبانی اكثریت صاحب نظران , مبارزات,
عدالت خواهی در چارچوب دمكراسی آغاز می گردد
من به اندیشه و افكار روشنفكران حرمت میگذارم . هر كس حق دارد تا به خاطر
رسیدن به اهداف و آرمان خود راه , اسلوب و ایدیالوژی های مورد تاییدخود را
انتخاب نماید اما تا کید من بر این است که عقاید و مفكوره دیگران را نیز
تحمل كنند وبه آن ارج بگذارند وبطرف پلورالیزم سیاسی گام بردارند ودرهم
آهنگ سازی شیوه وشگرد مبارزۀ خود با دیگران حرکت نمایند واتفاق وهمبستگی
بین الاقوامی را ترویج وتبلیغ نمایند نه براه یکه تازی وسیطره طلبی تلاش
نموده آتش نفاق وخصومت قومی را دامن بزنند ، در یك كشور و جامعه مثل
افغانستان كه اداره كشور در اسارت یك تعداد افراد مطلق اندیش و سركوبگر ضد
ملی قرار داشته باشد ازین كشوردوگروه از مردم به جامعه متبارزمیگردد
اول -گروه سركوب گرومستبد
دوم -گروه سركوب شده وستمکش
وقتیكه در یك جامعه عقب مانده مانند افغانستان این دو
پدیدۀ با هم متضاد وجود داشته باشد .راه مسالمت آمیز مبارزه برای تامین
عدالت ودموکراسی واحقاق حقوق عامۀ ساکنین کشور ازراه مشارکت درامور سیاسی ،
فرهنگی واقتصادی و امثال آن زیر سوال میرود وگزینۀ که برای توده های
میلیونی سرکوب شده وستمکش باقی میماند واکنش عمومی ودسته جمعی است .با
نافرمانی مدنی وسایر اشکال مبارزۀ عدالت خواهانه همرا ه خواهد گردید .که
سیلاب ناشی ازتداوم این وضع تمام مستبد ین سرکوبگر را بکام خود فروخواهد
برد واین ضرب المثل وطنی تحقق خواهد یافت که میگویند ( خود کرده را نه درد
است ونه درمان ) بنا ,بهتر است مستبد ین وسرکوبگران بادرنظرداشت عواقب
ناگوارخود منشی وسیطره جوئی نابخرانه براه اصولیت وخرد گرائی بگرایند وراه
دموکراسی وراه تحقق آرمان ملی وهمه گانی را که رئیس جمهورافغانستان وحامیان
بین المللی آن شعار داده اند پیش بگیرند
واضح و روشن است كه برای مجادله سیاسی در یك كشور, به نیروی واقعی عدالت
پسند و دلسوز ضرورت میباشد با آنکه به تناسب نفوس کشورتعداد كمی از نفوس
جامعه را روشنفکران ودانشمندان تشكیل میدهند. و اكثریت این كادر های علمی,
سیاسی و نظامی كشور نیزاگر نسبت متعلق به یك اتنیك و ملیت بودن ,ازاصول
دموکراسی وخرد گرائی پیروی نکنند .هم آهنگی فکری بمیان نیامده با ایده
وافکار نا متجانس درجامعه باقی میمانند. که کار تامین وحدت ملی وتحقق
دموکراسی را مشکل مبیسازد وهمین مسئله است که قابل غور وتعمق ژرف میباشد
كودتای ثور 1357 شرایط سیاسی نظامی كشور و جامعه را كاملا رنگ دیگری بخشید
كودتا چیان كه اكثرا در پی تحمیل و عملی ساختن افكار و اندیشه های آموخته
خود بالای مردمی ,كه اكثریت شان نسبت عدم توجه رژیم استبدادی سلطنتی
ومابعدآن دور از سواد علمی و سیاسی باقیمانده بودند .چون ساختار اجتماعی
افغانستان را مردمانی با عقاید دینی و مذهبی مختلف تشكیل میدادند .و با
ایدیالوژی در حال تطبیق كودتا چیان سخت متضاد بود .این حالت ,حاكمان رژیم
بعداز كودتا را به مشكلات بزرگی مواجه ساخت. در حالیكه كودتا چیان همه راه
و روش ,تطبیق ,خواسته های خود را امتحان كردند .ولیكن بی نتیجه ماند,
روشنفكران ومتخصصان وطن دوست و دلسوز در میان این گروه كودتا چی كم نبودند
,ولیكن در اسارت و قید و بند گروه سركوبگر كودتا چیان قرار داشتند .اگرچه
احزاب چپ با شعار های عدالت خواهی و خیر خواهانه وارد صحنه های سیاسی و
نظامی كشور گردیدند ,در باطن همان افكار سركوبگری میان رهبران ایشان مطرح
بوده ,باز هم اقوام و ملیت های افغانستان را درجه بندی كرده بودند
درین جا میتوانم از كابینه به اصطلاح دمكرات ترین شخصیت ,داكتر نجیب نام
بگیرم كه اضافه تر از هشتادوپنج فیصد این كابینه را هم زبان و هم منطقه
داكتر نجیب تشكیل میداد .روشنفكران مربوط به دیگر اتنیك جرئت انتقاد را
نداشتند و به وظایف بی صلاحیت گماشته شده خود قانع بودند
درین جا نمیخواهم به عمل كرد های حاكمان در دوران كودتا و یا قبل از آن
اشاره كنم. فقط هدف من از تا ثیرات روشنفكران ,مربوط به گروه دومی یا سركوب
شده میباشد ,كه در نظام های مختلف چه وظایفی را به خاطر بدست آوردن حقو ق
اتنیك مربوط شان انجام دادند
تا این دوره در كشور تثبیت هویت نگردیده است .روشنفكران مربوط به اتنیك های
سركوب شده تلاش مینمایند ,برای احیای هویت قومی وملی خود کارهائی مثمر
انجام بدهند. اما گاه گاهی به سنگ اندازی های افتراق پسندان مواجه میگردند.
این افتراق پسندان تلاش دارند وضعی را بوجود آورند ,که هیچ كس بالای دیگر
اعتماد نكند .واین آدمک ها ی کم شعورمتوجه نیستند که خلق بی اعتمادی
وعمومیت بخشیدن به آن مانند کبریتی است که درخرمن هستی ومخزن بنزین نزدیک
ساخته شودکه بازتاب نتایج آن به نفع ساکنین افغانستان نیست ، نگرانی هائی
وجود دارد که عده یی ازپول دوستان وچوکی پرستان ,خادم بیگانگان که منفعت
خودرا درتداوم نا امنی وبی ثباتی سیاسی درکشور میدانند,. زمینه سازی هائی
میکنند تا مبارزات سیاسی و حتی مقاومت مسلحانه ازطرف جناح های گوناگون آغاز
گردد .چنانچه با گذشت هرهفته وهرماه تحولات نگران کننده یی در ساحات سیاسی
و نظامی كشور مشاهده میگردد
تحولات متغیر كشور باعث میگردد ,تا چهره های واقعی و وفادار به آرمان ملی ,مردم
افغانستان از هر جناح و گروه سیاسی نمایان گردد وهزاران تن این حماسه سازان
تاریخ به خاطر احیای حیثیت ملی وتحقق آرمانهای مردم خود بپا میخیزند .و کمر
به مبارزه علیه سرکوبگران ومستبد ین می بندند و باعث بیداری صدها رزمندۀ
دیگر میشوند.ومثل آبهای خروشان دریاها بهم می پیوندند وسیل بنیان کن
میشوند,خس وخاشاک راازسرراه شان به نابودی میکشند
شرایط سیاسی و اجتماعی در كشور كاملا دگر گون میگردد, فریاد های عدالت
خواهی و ضد سركوبگری بلند و بلند تر میگردد
نهاد ها و گروه های سیاسی در جناح های گوناگون فعا ل ترعمل مینمایند صدا ها
از هر گوشه و كنار كشور رساتربگوش میرسد
روشنگران و شخصیت های سیاسی عدالت پسند در جناح های راست و چپ صفوف خود را
فشرده ترمیسازند و به مقابل سركوبگران به مبارزات سیاسی ونظامی شان
شدت می بخشند
حكومت بی كفایت حامد كرزی حتی نتوانست امنیت سرحدات خود را باكشور های
همسایه نگهداری نماید .البته برای همچو حكومت ها كه از تمام حمایت های مادی
و معنوی كشور های بزرگ و نیرومند جهان برخوردار باشد ,ننگ است هنوز هم در
تلاش انحصار قدرت بوده آگاهانه ویا نا آگاهانه مردم افغانستان را به كام
نابودی می کشاند
تشكیل ,جبهه
ملی ,واكنش های گوناگون را در داخل و خارج از كشور در قبال داشت
.كشور های خارجی كه در پی بدست آوردن منافع كشور خود در افغانستان
میباشند,از تشكیل همچو
جبهه ملی,كه اكثریت مردم یك كشور از آن پشتیبانی و حمایت میكند
طبیعی است از خود عكس العمل مثبت و یا منفی نشان بدهند
عكس العمل های كه از طرف یك تعداد معین روشنفكران در داخل و خارج از كشور
نشان داده شده است دلایل گوناگون دارد
افرادی كه فعلا در سر اقتدار و شریك حكومت حامد كرزی هستند فكر می كنند كه
این جبهه بر ضد حكومت فعلی تشكیل شده است و در آینده ممكن قدرت سیاسی و
نظامی كشور به این جبهه انتقال یابد ازین لحاظ برضد آن دست و پا می زنند
افرادی كه متكی به نوشته ها و مقالات متقاطع شان چه در داخل و چه در خارج
از كشور بودند , مانند همیش به مخالفت های نا سالم و غیر دمكراتیك خود
پرداخته و ازین طریق می خواهند ,اذهان جامعه سركوب شده افغانستان را مغشوش
بسازند .ناگفته نماند كه محتوای همچو مقالات دایما مملو از انتقادات بوده
است .این بار اول نیست كه همچو نویسنده ها انگشت انتقاد را دراز میكنند .برای
ایشان انتقاد كردن عادت گردیده است
مقالات زیادی در سایت های انترنیتی و روزنامه ها و هفته نامه ها نشر میگردد
ا,كثر این نویسنده ها در عین نكته تاكید میكنند . انتقاد باز هم انتقاد
بدیل یا طرحی را در مسایل سیاسی آینده كشور از خود ندارند چون اكثریت این
نویسنده ها در مراحل مختلف , بر سر اقتدار بودند. و كاری را برای ملت و
مردم خود انجام داده نتوانستند .بعضی سایت ها به تربیون تبلیغاتی همچو
عناصر مبدل گشته است .هر كس هر چه خواسته باشد در زیر واژه آزادی بیان می
نویسد و با یك قطعه عكس مقبول به سایت ها ارسال نموده در جمع صاحب نظران
قرار می گیرد
فرزندان واقعی و دلسوز كشور در داخل و خارج كم نیستند و مقالات و نوشته های
علمی و تحقیقی و سیاسی و فرهنگی كه واقعا بدرد بخور ملت افغانستان باشد ,فراوان
در سایت ها و نشرات بازتاب مییابد .و همچو مقالات ایجاب مطالعات بار بار را
می كند
هدف من از انتقادات ناسالم و متضرر كننده , یك تعداد افراد , سست عنصر كه
اصلا به اصل دمكراسی عقیده ندارند ,میباشد
ما به وسیله ی كه بتوانیم ازین منجلاب و بدبختی های سیاسی و اجتماعی نجات
یابیم , ضرورت داریم به نظر من این اسباب ممكن همان نیروی مردمی كه امروز
با هزاران مشقت در داخل افغانستان زندگی میكنند ,میباشد و باید یك و دیگر
خود را تحمل كنیم به عقاید یك دیگر احترام داشته باشیم به مقابل همه بی
عدالتی ها و سركوبگری ها منسجم شویم و به خاطر استقرار یك حكومت عادل و
دمكرات که جوابگوی آرمان مردم افغانستان باشد سعی نماییم
طرح
سياسى جبهه ملى افغانستان
و من الله التوفیق
|