جبهه ملی افغانستان؛ جایگاه نیروهای دیگر در کجا است؟

 


 
 
با تشکیل جبهه ملی درافغانستان، بقرار معلوم معیارهای گذشته درزمینه سیاست و همسوئیهای سیاسی دستخوش تغییرات قابل ملاحظه ای گردیده است

روز سه شنبه 3 آوریل تشکل سیاسی جدیدی با نام "جبهه ملی" اعلام موجودیت کرد که بر اساس گفته های موسسان جبهه، در آن تقریبا تمامی احزاب و جریان های سیاسی فعال در صحنه سیاسی سه دهه اخیر عضویت دارند

موسسان جبهه ملی که بیشتر آنها اعضای پارلمان افغانستان هستند می گویند هدف آنان از تشکیل این نهاد جدید سیاسی رفع بحران هایی است که دامنگیر دولت بوده و هیچ سازمان و حزبی نمی توانسته به تنهایی آن را حل کند.

ترکیب جبهه ملی بگونه ایست که ظاهراً طیف گسترده ای از برخی عناصر منفرد و گروه های جهادی، منطقوی و چپگرای دیروزی را در یک محورعملگرای سیاسی گردهم آورده است. بملاحظه این ترکیب می توان دریافت که موسسان پایبند قواعد خشک ایدئولوژیک گذشته نیستند و بتدریج فضای بازتر سیاسی برپایه همگرائیهای ملی و منطقوی درکشور، تا اندازه یی جایگزین بدگمانی ها و بدبینی های دیروزی می گردد.

دیرپایی یا ناپایداری جبهه

اما در رابطه با این جبهه ائتلافی، گمانه زنی های زیادی ازهم اکنون وجود دارد و به احتمال زیاد در روند تشکیل و فعالیت آن، نظرات گوناگون و شک و تردیدهای دیگری بوجود خواهد آمد که آیا این ائتلاف پابرجا باقی خواهد ماند و یا سیر شکننده ای را خواهد پیمود

آگاهان به این باورند که هرگاه ائتلاف و عناصر مؤتلفه آن برپایه برخی اصول پذیرفته شده مشترک درمطابقت با منافع مردم افغانستان وبا درنظرداشت حقوق ملی، مدنی و شهروندی ایشان و به تحقق دموکراسی و عدالت اجتماعی درجامعه، مطرح گردد و به آنچه که دررابطه با نظام آینده کشوراظهار داشته است، وفادار باقی بماند و افزون برآن، هرگاه باگذشت و آینده نگری برخورد نماید، دراینصورت امکانات رشد و بقا درپیش رو خواهد داشت.

اما هرگاه، افراد و سیاستهای ائتلاف، خودنگری و نزدیک بینی را درپیش بگیرند و رهبران آن منافع شخصی و گروهی خویش را دنبال نمایند و یا اینکه درپی برتری جویی و انحصارطلبی باشند، دورنمای پیروزی کمرنگ جلوه خواهد کرد و حتی احتمال ازهم پاشیدن ائتلاف دور از انتظار نخواهد بود.

چگونی برنامه سیاسی جبهه

برپایه تذکرات بالا، چگونگی برنامه یا پلاتفورم سیاسی جبهه ازاهمیت بزرگی برخوردار خواهد بود. باید دید که هدفهای نزدیک و دورنمایی جبهه چگونه مطرح و برکدام طرح سیاسی استوارخواهد شد.

ازنخستین اظهارات مقامات جبهه برمیاید که هنوز تفاوت نظرهای اساسی دراین زمینه وجود دارد.

برخی از اعضای مؤسسان ازتشکیل جبهه بعنوان همکار دولت کنونی درمطابقت با قانون اساسی حرف می زنند و برخی های دیگر از تغییر قانون اساسی، تشکیل نظام پارلمانی و ارتقای صلاحیتهای شوراهای محلی بشمول انتخابی بودن والیها و شهردارها صحبت می نمایند. به نظر می رسد که درحالت اولی از سیاست جدیدی درواقع حرفی درمیان نخواهد بود و درحالت دومی از بوجود آمدن یک اپوزیسیون در درون حاکمیت کنونی، تغییری چشمگیر مطرح خواهد شد.

جبهه ملی بعنوان اپوزیسیون

ایجاد اپوزیسیون ها در درون حاکمیت، امری نا آشنا درنظامهایی نیست که افغانستان نیز آنرا برگزیده است. امروزه دربسیاری کشورهای پیشرفته که با افغانستان مناسبات نزدیک دارند و برسیاستهای آن تأثیرگذاراند، چنین اپوزیسیونهایی وجود دارد که درمقطع های زمانی معین در حاکمیت یکی جای دیگر را می گیرند.

بقرار معلوم حزب افغان ملت و آقای عبدالرب رسول سیاف، یکی دیگر ازرهبران جهادی، در این جبهه حضور ندارند. همچنین به گفته ناظران جایگاه برخی دیگر ازشخصیتها و احزاب جهادی مانند آقایان کریم خلیلی و محمد محقق در کجا خواهد بود؟

آیا چنین افراد و احزاب و برخی افراد جداگانه دیگر که ازپیوستن به جبهه ملی دوری جسته اند، کماکان از آقای کرزی پشتیبانی خواهند کرد و یا موضع مستقلی را اتخاذ خواهند نمود و باصطلاح راه سومی را برخواهند گزید.

افزون برآن، درمیان دونیروی بالقوه و بالفعل حاکم در درون حاکمیت، شمار زیادی از احزاب و سازمانها و افراد مستقل وجود دارد که معلوم نیست دراین گیرودار سیاسی کدام موضع را انتخاب خواهند کرد. آیا آنان سیاستهای انتزاعی را ادامه خواهند داد و یا بگونه ایکه مطرح است در یک جبهه دیگر "چپ" ائتلاف تشکیل می دهند؟

آشکار شدن تقابل میان دو جناح در حاکمیت کنونی

بقرار اظهارات و موضعگیریهای آشکار درروزهای اخیر، دو جناح یکی به رهبری حامد کرزی، رئیس جمهور، و دیگری به رهبری برهان الدین ربانی رئیس جمهور پیشین افغانستان و رئیس جبهه ملی، دستکم در یک مورد، درتقابل جدی قرار دارند. اولی از تمرکز قدرت و دومی بگونه ای از تقسیم آن حرف می زنند.

آقای کرزی ازاعلام سیاستهای جبهه در رابطه به جانبداری از نظام پارلمانی و انتخابی شدن مقامات والیها و شهرداریها انتقاد کرد و آنرا نظام پارلمانی و فدرالی و درنتیجه غیرمعقول برای افغانستان خواند؛ درحالیکه آشکار نساخت که چرا و چگونه چنان نظامی معمول دربسیاری از کشورهای جهان، برای افغانستان چندین ملیتی و چندین قومی زیانبخش خواهد بود.

او همچنان از دست داشتن برخی کشورهای همسایه و سفارتها درایجاد جبهه سخن گفت و اظهار داشت که خود با اعضای گروه طالبان درحال مذاکره است. آنچه مهم است اینکه دومورد بالا صرف بعنوان یک تهدید پیش کشیده شده است یا حرفهای جدی است.

ولی واکنش آقای ربانی دربرابر این اظهارات گنک بود و آنرا در مورد جبهه ناشی از احساسات و انفعالی توصیف کرد و سخنگوی جبهه بگونه دیگری اظهارات آقای کرزی را اتهام و جبهه را همکار حکومت خواند.

نتیجه گیری

آنچه را که حداقل با توجه به این مسایل دستکم بعنوان نتیجه گیری اولیه می توان گفت این است که تشکیل جبهه ملی پدیده نوی است که به نظر می رسد آرایش و توازن نیروهای سیاسی و قومی افغانستان را تا حدودی تغییر دهد.

این تغییرات آشکار خواهد ساخت که کدام نیروها و گروه های تأثیر گذار سیاسی ازکدام سیاستهای مطرح درجامعه درحال تحول افغانستان جانبداری و پشتیبانی خواهند کرد.

درهرحال، پیشبینی می شود که با توجه به واکنشهای آقای کرزی به تشکل جدیدی و نقاط مبهمی که در اظهارات موسسان جبهه در رابطه با سیاست جبهه وجود دارد، حکومت آقای کرزی و طرفداران آن با چالش مواجه خواهند شد. اگرچه با توجه به ساختار قومیتی افغانستان و تجربه ائتلافهای گذشته آینده نشان خواهد داد که چنین مبارزه ای چقدر جدی خواهد بود.