قوم ‏گرایی و تبعیض نژادی

 

 

تبعيض نژادي و قوم‏ گرايي به عنوان پدیده‏ یی شوم باعث تمام بدبختی‏ها از گذشته تا امروز در افغانستان شده است و تا هنوز برای ریشه‏کن ساختن آن هیچ توجه جدی از سوی دولت صورت نگرفته است. دولت افغانستان با چالش‏های فراوان تبعیض نژادی رو به ‏روست. گرچه جامعه جهاني در طول چند سال اخير مدعي تلاش‏هاي زیادی در راستاي بر طرف كردن معضل مردم و حكومت افغانستان بوده، اما چالش هاي اساسي و مهم كه در روند ايجاد امنيت و ثبات در افغانستان مهم بوده و همواره سبب اختلاف در بين مردم این کشور شده مورد توجه قرار نگرفته است.

 

 


تبعيض ن‍‍‍‍‍‍‍‍ژادي، قوم‏گرايي و اختلاف‏های زباني و فرهنگي همواره يكي از مشكل‏ها پيش روي ملت افغانستان بوده و دولت در جهت رفع اين مشكل کاری نتوانسته است.
در كشور ما اقوام و مليت‏هاي مختلف زندگي مي كنند كه هر كدام هويت خاصی دارند. ملیت هایی که در افغانستان زندگی می ‏نمایند با افتخارها و فرهنگ خودشان زندگي مي كنند، اما در راستاي هماهنگ ساختن ( نزدیکی) اين فرهنگ‏ها ساليان متمادي است که دولت به آن توجه جدی نکرده است.


با وجود اینکه تبليغ‏های زيادي مبنی بر اینکه ما يك ملت واحد هستيم، صورت گرفته، اما تنها با شعار دادن، يك ملت واحد نمي شويم. بايد اقدام
‏های اساسي در عرصه سياست، فرهنگ و اقتصاد صورت گيرد؛ چرا که ملت سازي واحد بدون حل مساله قوم ‏گرایی و تبعیض نژادی ناممكن است. با توجه به اینکه مساله تبعيض نژادي از گذشته در افغانستان ريشه داشته، اما براي حل اين مساله ملي كاري صورت نگرفته است. ما شاهد قوم‏ گرایی و نژادی در جوامع دیگر دنیا بودیم، اما دولت ‏مردان آن‏ها براي حل مشکل نژادی میان مردم تلاش می کنند.


متاسفانه مساله تبعيض از دير باز است كه روی عده
یی از مردم اين جامعه روا داشته شده و با اصل ريشه اين مساله توسط رهبران سياسي کشور با بي ‏انصافي و بي‏عدالتي در مورد عده ‏یی كه آن ها را به لحاظ قومي و زباني خودشان نزديك نمي دانستند، در بين جامعه ما ترويج شده است. اين امر(قوم ‏گرایی و تبعیض نژادی) در افغانستان باعث درگيري هاي داخلی شده و عده ‏یی براي از بين بردن بي‏عدالتي و عده ‏یی براي ادامه دادن بي‏عدالتي دست به جنگ و خشونت زده اند.


اين مساله پيامدهاي رواني خود را دارد و توسط يك عده از انسان ها بر اساس مسایل سياسي به يك عده امتياز ناحق داده مي شود و حقوق يك عده پايمال مي گردد و در ابعاد گوناگون جامعه ريشه رواني پيدا مي كند. اصل فلسفه حكومت در جامعه ايجاد نظم است و دولت بايد امنيت را در اولويت های کاری خویش قرار دهد و با ایجاد عدالت اجتماعي بر جامعه حكومت كند.

 

بلقیس عزیزی