بیا نیه، بنیاد فر هنگی کاتب هزاره، نمایندگی ارو پایی.

  حادثه خو نین شبرغان ایجاد نفاق یا اغاز انتقام گیری از مردم ؟

 ما ضمن محکوم کردن فا جعه کشتار افراد ملکی و مردمان عادی شهر شبر غان  توسط افراد مسلح اقای جمعه خان  همدرد، با خا نواده های قر بانییان بیگناه ان حادثه خو نین  و مردمان شهر شبر غان و خا نواده های انها اعلام غم شریکی می نمایم. حادثه شوم شهر شبرغان  از طرف هر شبکه و دسته ای که سا زماند هی شده باشد. بعلاوه اینکه جان تعدا زیاد از وطن داران مظلوم و شهر وندان ملکی را بناحق و ستم باز گرفت.  نشانه ها و اغاز یک انتقام جویی شبههناک  و تهدید کننده را که تارهای نازک وفاق ملی و ثبات لرزان کشور طوفانی ما را  پاره  وریشه کن نماید نیز بنمایش می گزارد.

انهای که با مسایل افغانستان صا دقانه و صریح نگاه می نمایند ، می دانند که او ضاع تب الود و ملتهب افغانستان تا چه حدی بسوی یک بحران دیگر و انفجار وحشت ناکی به پیش کشانده می شود؟ کسانی که افغانستان  وخصوص شمال کشور و اقای جمعه خان همدرد و عطا محمد نور را می شناسند. می دانند که  این حا دثه ها بیانگر ان استکه  دستهای پلید در کار است تا  در شمال  اتش شقاق و نفاق را  در میانن مردم ان منا طق بر افروزانند ؟

   جمعه خان همدرد که در طول سا لهای جهاد و دروره مقا ومت مردم افغانستان و حا کمیت طالبان ، از ترس تهدیدات همیشگی عطا محمد در زا ویه ها می زیست، فقط در سایه ای قامت دوستم و ازبیکها مجال تنفس و زندگی را می یافت.  جمعه خان همدرد حتی امروزه هم  از ترس عطا محمد نمی تواند در ولایت بلخ و خانه خود زند گی نماید. این مسله را همدرد و عطا هردو خوب می دانند.

     با ورق خوردن دفتر پاره رپاره افغانستان  اقای  همدرد به ولایت رسید  ولی بر اساس سابقه  نا موفق خود، در هر جایی با مخالفتهای شدید مردمی روبرو  گردد، او توسط مردم از ولایت بغلان اخراج گردید اما  اینک  در منصب والی  جوز جان تا انجا اسیر قدرت و سلطه محلی خود گردیده است که برای تحکیم مو   قعیت و باقی ماندن  در سریر  انچه را که او قدرت می داند حاضر است مردم را در خانه ای شان قتل عام نماید.

 حادثه شهر شبر غان بعلا وه اینکه بیان گر استبداد رای  یک تعداد  انسانهای جاه طلب  و تو طه انحصار گرایان جدید می باشد.  هشدار ی است به مردمان  محروم که برای اعاده حق، عدالت و برابری در افغانستان سخن گفته و یا مبارزه کرده اند.   حادثه شهر شبرغان بعلاوه اینکه سنگدلی حاکمان فعلی مارا روشن می گرداند  پرده از چهره شبکه ساز و مرموز   ضرار احمد مقبل  وزیر داخله و دستکهای فتنه اواز او نیز بر می دارد.

  حادثه شهر شبرغان  که  با ریختن خون بیگنا هان مردم ملکی  وگلوله های اتشین چند سر باز فریب خورده رقم خورد ، قبر سیاسی اقای همدرد را  کنده است. همدرد بعد از سالها مقا ومت در برابر رقیبان  خود  اینبار  بسختی فریب انها را خورده و برروی  مردم که سالها خانه های شان پنا هگاه  او بود، تیغ ستم کشیده و جواب نیکی را با گلوله داده  است، بدین سان مرک سیاسی خویش را با دست خود امضا و قبر فرا موشی ورنج اور  خودرا بادست خویش کنده  نمود است.

   و در این میان لشکر کشی عطا محمد نور به شهر شبر غان بر و خامت اوضاع  افزوده و اب را بیشتر گل الود می نماید،  مگر نه اینست که مردم شمال عطا محمد نور، را نیز از افراد مخل به وحدت ملی و ثبات منطقه می دانند. مردم شمال کشور بارها  ازاین وا لیان سبک مغز و بی تأ مل رنج دیده و ضربه خورده اند، لذا باید است که ضمن رسیدگی به خو استه های برحق مردم  شهر شبرغان، افراد مسلح  عطا محمد که تحت نام اردوی شا هین شهر  شبر غان را زیر گامهای حقارت بار شان لکد مال نموده اند نیز از ان شهر  خارج گردد، چون حضور سر بازان انتقام جوی عطا محمد، امکان دارد اتش دیگر را در شهر بر افروزانند.  از طرف دیگر انچه که مایه سر خوردگی و ننگ است، حرکات، ملوس کننده و مزورانه سخنگوی جبه ملی سید مصطفی کا ظمی است، کاظمی که چون همدرد و عطا دارای افکار شو نیستی شدید و ضد مردمی می باشد، او با شادی و شیطنت از کشته شدن ازبکها، با مصا حبه و گفتارش  می خواهد خود را مد افع ارمان مردم و شهر یان شبرغان جلوه دهد، و این تظاهر بینمک  سید کا ظمی، حرکت عادی وحق طلبا نه  مردم محروم شهر شبرغان را که حق طبیعی شان را از دولت  و حکومت خود می  خواهند  امکان دارد  الوده  نماید، چون سا بقه خا ینانه سید کاظمی به ارمان عدالت خوا هانه مردمان کشور ما چیزی نیست که قابل پو شیش و بخشش باشد، سید کاظمی مانند ویروس مضر می باشد که حضورش باعث گندیدگی  هر فضا و محوری  می گردد.

   اما سخنان چند با دولت مردان افغانستان!

  ایا ولایت همدرد و  با قی ماند  او در یک ولایت  ارزش خون این همه انسانها را دارد؟

   ایا والیهای منفور که مردم قبولشان ندارند، می توانند  ممثل حا کمیت دمو کرات  و قانون مند  ملی باشد  ومیتوانند برای دولت و ملت مفید  واقع گردند؟

 ایا در افغانستان وشبرغان کسی دیگری   که مورد قبول مردم انجا باشد  و برای  اداره یک ولایت  لایقت و توانمندی هم داشت باشد  پیدا نمیشود؟

   ایا با وضعیت فعلی افغانستان امکان دارد که شما یک نفر  تا جیک پنجشیری و یا ازبیک را بحیث والی در قند هار و خوست بفرستید؟

   ایا زمان ان نر سیده است که با درک وا قعیتهای ملی کشور مان  حرکات  سیاسی و اداری مان را باخرد مندی ، عقلا نیت و اقع بینی  و ضداقت  بیشتر تقویت نموده و هما هنگ سازیم؟

 بهر حال ما  همان گو نه که از پرو سه فعلی و دولت  قا نونی  افغا نستان حمایت می نمایم،  خوا هان ان هستیم که به خوا سته های مشروع و بر حق  مردم شهر شبرغان  مبنی بر تبدیلی والی ولایت شان رسیدگی فوری و جدی گردد، جای شکی نیست که  مطرح نمودن خواسته های مشروع  و قانونی انها طی یک گیرد همایی ، بیانگر حق شناسی ، بیداری، مسولیت پذیری  انها،  در قبال دولت و سر نوشت  شان  می باشد،  باور داریم که  انها بر خلاف تبلیغات بی اساس همدرد، و تو طه های عطا محمد نور و شیادی سید کاظمی  هیچگاهی عامل دست سیاست بازان داخلی و خارجی نبوده و نیستند. واز حق قا نونی تمامی شهر وندان افغانسان است که ریس جمهور و حا کمان و ومدیران  محلی شان را با رضایت و کمال خر سندی قبول و یا رد نمایند.و از حق شان  خواهد بود که از ریس جمهور شان بخواهند تا شخص مورد اطمینان مردم و متعهد به استقلال و وحدت ملی را بعنوان والی برای شان معرفی، نمایند تا بیشتر مورد حمایت مردم  و باعث تحکیم حا کمیت ملی  و قانون اساسی کشورگردد.

 مگر نه ایست که مشروعیت نظام و دولت جدید ما  بر خو استه از اراده و خواست مردم است. ما می دانیم که مردم شبرغان  و بلخ سالها است که از همدرد و عطا اظهار تنفر و انزجار نموده اند. واین خواست شان هیچگاهی به جبهه ملی و دیگران مر بوط نمی شود.

 ما امید واریم که دولت و خصوص ریس محترم جمهوری بادرک ظرافتهای اجتماعی و سیاسی کشور برای فتنه انگیزان چون جمعه خان همدرد و عطا محمد نور وامثال انها مجال ما نور و بازی کردن با حیثیت   دولت و جایگاه ملی ان وجان مردم را ندهند، و اجازه ندهند که بیشتر از این باعث بد نامی حکومت و دولت ملی وقانو نی افغا نستان گردد.

 و در اخر ضمن تجدید نگرانی مان از حادثه غم انگیز  شهر شبر غان و اظهار همدردی با قر بانیان جنایت همدرد،  بر وحدت و یکدلی مردمان ستمدید ه و بلا کشیده کشور  تأ کید می نمایم .

 بنیاد فرهنگی کاتب هزاره  نما یند گی ارو پایی

 

                            لندن   ۱۰ جوزا ۱۳۸۶

 

                          برا بر با اول جون ۲۰۰۷