نخستین

واکنش رییس جمهور کرزی

دربرابرجبهه ملی (نهاد بزرگ سیا سی)

 آینده افغانستان

 

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نه یی جان من خطا اینجاست

حا فظ

 

 

 اخیراً در ادبیات سیاسی افغانستان، اصطلاحات وساختار های جدیدی بگوش میرسد، که بسادگی ازبلوغ سیاسی نیروهای فکری و نهاد های مدنی علامت میدهند. برخلاف ادعای ناراضیان فرهنگ حکومت مداری گذشته ی نیروهای جهادی که از آغاز سال 1371 جانشین دولت دکتر نجیب الله شدند، در پایان سال 1386 هش و آغاز سال 2007 میلادی فعالیتهای سیاسی روشنی پیش آمد که دیدگاه های سیاسی کارشناسان را نسبت به آنان عوض میکند.

 اصولاً طرح منشور سازش عمومی در پارلمان کشور، عبور از چالشهای یکسو نگرانه عناصر سیاسی، بعقب راندن مواضع دولت دراستقامت روشهای تقلیدی – تحکمی گویا دموکراتیک، شکستن مرزهای ایدیولوژیک، پایه گذاری فرهنگ اتحاد وهمصدایی، انسجام مردم در پشت سیاستهای مدنی و اجتماعی نیروهای وابسته به مقاومت (ضد امریکایی) و بالاخره زمینه مانور سیاسی بزرگتری را برای نیروهای اپوزیسیون فراهم نمود.

 شکی نیست که این تحولات سیاسی میتواند روشهای بیگانه گرایی در دولت را بیشتر آسیب پذیر سازد و نیروهای حمایتی دولت در خارج از کشور را نیز به واکنش جدی (مثبت و یامنفی) وادار سازد. در تحولات سیاسی شش ماه اخیر پارلمان افغانستان بر روش وعملکرد های دولت چیرگی یافته است. دولت عملاً دربرابر نیروهای سیاسی خارج از دولت در حالت انفعالی و واکنشهای نا پسند قرار گرفته است.

 دراین نیز شکی نیست که از امروز تا فردا راه درازی درپیش است تا مشخص شود که این جبهه تا چه حدی قادر میشود از حدود ایدیولوزیک بگذرد، سازشهای جداقومی را تحمل کند، برابری خواهی ومشارکت درحاکمیت اینده را هماهنگ گرداند و نرمش های مردم خواهانه را به سیاست ملی بدل کند. آینده درصلاحیت مردم است و نهاد های مردمی جانشین نیروهای وابسته ونامردمی خواهند شد، این از حکمتهای روزگار است.

 افغانستان درپی بحران سی ساله اخیر تجارب خشونت ونا آسودگی را بیش از رهایش و آسایش تجربه نموده است. در حال حاضر هیچ نیروی سیاسی معتقد نیست که قدرت سیاسی را با براندازی تصاحب کند و راه رسیدن به اقتدار را از انقلاب و سرنگونی قهری نظام بگذراند. انقلابی ترین نیروها اعم از چپ وراست بر این منشور پابندی نشان میدهند که از اصول و روشهای دموکراتیک و مردمی برای رسیدن به قدرت دولتی بهره مند شوند.

 پس ازدگرگونی و تحرکات سیاسی اخیردرپایتخت افغانستان، دوسه مساله برای آینده این کشور مطرح شده است. یکی دولت که از پایگاه اتکا به نیروهای خارجی (حامیان حاکمیت) از بیرون به مسایل می نگرد. دوم آتکه افغانستان در چهارراه عبور بسوی فرداست ودراین گذر تاریخی محتاج دقت و شفافیتهای بیشتر است. سوم آنکه نیروهای سیاسی اپوزیسیون دولت بگونه آرام و بشیوه های رقابتی به مردم و حاکمیت نگاه میکنند.

 دراین یاد داشت به همین ماده سوم توجه میشود:

 روز سه‌شنبه چهاردهم نوروز 1386 هش (پس از سیزده بدر !) جبهه ملی نوپای افغانستان به رهبري " پروفیسور برهان‌الدين رباني رییس جمهور سابق" دركابل پايتخت اين كشوررسما اعلام موجوديت كرد. این خبر موج تازه یی را در محافل سیاسی و درحوزه سیاست گران کشور ایجاد نموده است. نه تنها تازگی و اهمیت خبری آن، بلکه اعم واهم بودن آن برای جامعه ی آشفته و بحرانی افغانستان بیم وامید دیگری را آفریده است.

 

محاسن ومعایب جبهه ملی:

محاسن جبهه ملی:

 دریک نگرش مثبت و خوشبینانه باید مبتکران ایجاد این حرکت را تحسین کرد، از آنجهت که روش نوین سیاسی در شرایط پریشان افغانستان تجربه میشود، برای آینده اهمیت بسیار دارد. درگذشته فرهنگ بر اندازی و سرنگون کردن حاکمیت و حکومتگران جز روشهای سیاسی- نظامی احزاب وسازمانهابود، درحالیکه این امر میتواند از خشونت و اندیشه های حذف مطلق دیگران در امر سرنوشت ملی ومشترک ممانعت نماید.

 در یک نگاه کوتاه میتوان به این امر توجه یافت که، ترکیب جبهه جدیددر هرحال شماري از شخصیتهای مهم مجاهدين سابق، برخی فعالان سياسي فعلي و پيشين افغانستان حضور دارند. این اتحاد نخستین سازمان سیاسی مشترک نیروهای معطوف به آینده افغانستان است. درهمین زمینه برهان‌الدين رباني رييس جبهه ملي افغانستان گفت:" بعداز يك مرحله انتظار و تلاش مستمر سرانجام اين تشكل فعاليت‌هاي خود را آغاز كرده است". وي تشكيل اين مجتمع سیاسی را با تركيب كنوني آن به عنوان گامي جديد و تجربه نو در حيات ملي و سياسي كشور ياد كرد وگفت: گرچه كار مشترك ميان افراد و جناح‌هايي كه روزي در مقابل هم قرار داشتند براي بسياري و عده‌اي از منسوبين اين گروه‌ها تعجب‌آور است. تجربه نشان داد زماني كه بحران سنگين امنيتي، اجتماعي و سياسي دامنگير كشورها مي‌شود عبور از آن به تنهايي امكان‌پذير نيست. گروه‌ها و جناح‌ها بر حسب ضرورت اختلافات خود را به كنار نهادند و در چارچوب وفاق ملي با يكديگر همكاري خواهند كرد ".

 تعویض شرایط سیاسی از رویارویی به تفاهم و درک حساسیت زمان برای همگرایی و مشارکت از سوی هرکسی وهر نیرویی که به اجرا درآید یک امر مهم سودمند و سرنوشت ساز است. این جبهه از نظر آنانی که به آزادی باور ندارند و شایسته ترین کار آزاد اندیشان غیر ازخویش را بد ورد میدانند، بهر طریقی قابل تردید است. گروه تیمی دولت، بعضی از محافل کوچک که از افراد عقده یی و مردم گریز تشکیل شده اند با ادبیات کینه توزانه این اقدام را یک حرکت غیر ملی و وابسته به محافل اطراف افغانستان عنوان میکنند.

 مهمترین حسن این عمل در فراگیر بودن و تقریباً همه جانبه بودن آنست. تا هنوز همایش ونمایش سیاسی بدین گستردگی سابقه نداشته است. مشارکت طیفهای مختلف با عبور از حطوط فکری واعتقادی برای صلاحیت یافتن در امر اداره معقول کشور، خود از فهم ودرک دموکراسی و اهمیت مردم در اقتدار ملی بر می خیزد. این اقدام راه را برای کمرنگ ساختن شعار های توام با تعصبات تباری، زبانی و مذهبی هموار می کند.

 ایجاد جبهه فراگیر ومشارکتی، نیروهای اپوزیسیون را به دوام مبارزات دموکراتیک و ابراز باورهای سیاسی ناشی از مردم خواهی و اعتدال ملی میرساند. در حاکمیت کنونی یا دولت آقای کرزی که به دستور افراد وحلقات معین خارجی روبراه شده است، طیف های مردمی و نمایندگان اقوام بصورت نا هماهنگی در آن شامل اند. دولت برای فراهم کردن شرایط مشارکت مردم نقش بسیار ضعیف وحتی منفی ایفا میکند. در حالیکه جبهه ملی میخواهد از فرمایشان خارجیان براید و سیر حکومتگری را به منشاأ اصلی و مشروع آن (مردم) بر گرداند.

این اتحاد باید روز تا روز برای سهم یافتن نیروهای فکری دیگر نیز از فرهنگ دیالوگ و تفاهم ملی استفاده کند. در اظهارات آقای ربانی این خوشبینی مشهود است و راه تفاهم با سایر نیروهارا نیز باز نگاه داشته اند. قرار گرفتن جنبش ملی اسلامی برهبری ژنرال عیدالرشید دوستم، در کنار جمعیت اسلامی هم بمعنی نماد قومی و هم به مفهوم سیاسی آن اهمیت بسیار دارد. موجودیت سه جریان پشتون تبار قندهاری و جنوبی وال و اطرافیان شاه سابق نیز دامنه وسعت این مشارکت سیاسی را تحکیم می بخشد. حضور نیروهای تشیع وبخش ولواندکی از هزاره های محروم این سرزمین در عضویت این اتحاد نقش واعتبار آن را بالا میبرد.

 این جبهه درصورت رهبری و سازماندهی دقیق میتواند امور پارلمان افغانستان را نیز هماهنگ کند و از نظم گریزی فرکسیونهای سیاسی در پارلمان جلو گیری نماید. در گذشته اـتلافها در بیرون از پارلمان وبدور از خواستهای مردم شکل می یافت، اما اینک جبهه ملی در دهلیز پارلمان کشور از تریبیون مردم آواز همصدایی و همگرایی را بلند کرده است. این عمل برای رییس جمهور وابسته به نیروهای (کاکه تیغون !) یک زنگ خطر و آهنگ پایان کار است. ازاین جهت بود که روز گذشته آقای حامد کرزی، رییس جمهور پس از پایان مسافرتش از هندوستان، با عصبیت و برافروختگی به تلاشهای جبهه اعتراض نمود ه ضمن شک وتردید آشکار خویش آنرا وابسته به سفارتهای همسایگان افغانستان خواند.

 معایب جبهه ملی:

 کمبود تجارب در زمینه تسامح ومدارای سیاسی، آینده جبهه را خطر پذیر میسازد. بخش عظیمی از مجاهدین هنوز درک نمی کنند که میتوانند با نیروهای قبلا دشمن خویش برای مشارکت در سرنوشت آینده این سرزمین در یک اتحاد سیاسی هماهنگ شوند. همچنان این عمل برای افراد تنگنظر خلقی و پرچمی از گروه همراهان جبهه نیز قابل درک نیست. نگاه خصومت آمیز مجاهدین به نیروهای خلقی و پرچمی هنوز کمرنگ نشده است، همانگونه که دید آنها نیز در برابر مجاهدین چیزی بیشتر ازیک نیروی دشمن تلقی نمیگردد.

 نبود وعدم مشارکت طیفهای سیاسی هزاره ها و سایر گروه های اتنیکی شکنندگی و نا پایداری آنرا بیشتر میسازد. هزاره ها برای تغیر توازن در معادلات سیاسی اهمیت بسیار دارند. نقش آنان در حکومت مرکزی و حضور فعال آنان درحوزه های پایتخت، برای تغیر معادلات دارای اهمیت بسیار است. این جبهه باید مشارکت آنان را تضمین و فراهم نماید. جامعه اسماعلیه افغانستان در این اتحاد بنظر نمیرسد واین امر نیز به محدودیت آن دلالت دارد. اگر فرقه مذهبی اسماعلیان و بخشی از جامعه تشیع (هزاره ها) و تسنن در تمثیل این پیوند همبستگی بیشتر مییافتند، میتوانستند گامهای محکمتری بردارند و اطمینان بیشتری برای فردا کسب نمایند.

 امادست بماشه شدنها یعنی چه؟

 آقای کرزی اتهام میزند:

آقای کرزی در بازگشت از سفر هندوستان، گزارش یافت که جبهه ملی پارلمان را پایگاه سازماندهی اتحاد جدید نموده است، مجلس گزارشدهی برای او فضارا بسیار بیمناک و آینده را تاریک نمایش داد. رییس جمهور به وزارتهای امور خارجه و ریاست امنیت ملی دستور داد تا در این زمینه گزارشات خویش را توحید نمایند. رییس جمهور دراین مورد گفت: برخی کشورهای همسایه و سفارت ها درایجاد جبهه جدید (جبهه ملی افغانستان) دست دارند. به گفته آقای کرزی قانون اساسی افغانستان به همه افغانها اجازه داده است که دست به ایجاد اتحادیه بزنند اما او با برخی اهداف اين جبهه جدید مخالف است.

او گفت: "یکی ازاهداف آنها این است که می خواهند نظام را پارلمانی بسازند. هدف دوم آنها اینست که افغانستان را فدرالی بسازند یعنی والیها درولایاتشان انتخاب شوند این معنای نظام فدرالی را دارد. " مردم افغانستان طعم نظام های پارلمانی و فدرالی را چشیده اند و نمی خواهند یکبار دیگر این نظامها برآنها تحمیل شود. رییس جمهورافغانستان گفت اگر مردم این کشور خواهان نظام پارلمانی و فدرالی می بودند به نظام ریاستی رای نمی دادند. او از رژیمهای زمان مجاهدین و پیش ازآن بگونه مثالی یاد کرد که میان رییس جمهور و نخست وزیرهمواره درگیری های رخ می داد.

 آقای کرزی فراموش کرده است که مردم افغانستان اورا نماینده آمریکا میشناسند، نه از افغانستان. تا نیروهای خارجی دراین کشور باشند (حالا معقول ویا نامعقول) فهم مردم تجاوز و تصرف خاک کشور شان است. شعاری که کنگره ملی بیان مینماید، طالبان عملا در آن مسیر قرار دارند و حکمتیار آنرا فریاد میکند، این شعار روزهای دیگر به واقعیت نزدیکتر خواهد شد.

 بد حافظگی نیز خیلی بد است، رییس جمهور بازهم فراموش کرده است که با هلیکوپتر های آمریکا به افغانستان درامد واز کویته مصاحبه های خویش را آغاز نمود. در هنگام مرگ قوماندان عبدالحق وپس ازآن در اظهارات آقای رامسفلد وزیر دفاع آمریکا معلوم شد که آقای کرزی از کدام سکو پرتاب شده است. این وضعیت برای ایشان واقعاً دشوار است، آمریکا در جنگ علیه مردم افغانستان در جنوب غرب کشور قتل عام میکند ورییس جمهور صدایش را بلند کرده نمیتواند، در میز مذاکرات سیاسی و دپلماتیک با رهبران پاکستان میخواهد صحبت نماید، آنها از وزارتهای خارجه و داخله خویش سند نشان میدهند که ریسس جمهور کرزی وپدر مرحوم شان را در هنگام جهاد برای فعالیت بنفع خویش تنظیم نموده بودند.

 آقای ربانی پاسخ میدهد:

پس از سقوط حكومت طالبان و حضور جامعه جهاني هنوز هم بر بستر بحران حركت مي‌كنيم بطوريكه امنيت و ثبات سياسي تكميل نشده است. رييس جبهه ملي افغانستان گفت: بحران بي‌اعتمادي هنوز خاتمه نيافته و وضع اقتصادي و اجتماعي مردم خوب نشده است. آتش نفاق قومي و جناحي‌درحال زبانه كشيدن است. افراد بدخواه در بيرون از مرزهاي افغانستان بر اين آتش نفاق دامن مي‌زنند. او اضافه كرد ضعف دولت در حل بحران و ظهور مافياي فساد به اعتراف برخي مسئولان عالي رتبه دولتي، تهديد جدي امنيتي را متوجه كشور كرده است.

در چنين اوضاعي جمعي از شخصيت‌هاي برون و درون مجلس نخواستند ناظر و شاهد وقوع بحران باشند و با تشكيل جبهه ملي، همكاري مشتركي را در كشور پي ريزي كرده‌اند. جبهه ملي افغانستان براي دشمني با كسي ايجاد نشده است و درپی تضعيف و بي‌ثبات كردن دولت هم نيست. در چارچوب انجام وظايف ديني مسووليت بزرگي را شروع كرديم و از برنامه‌هاي اسلامي دولت و در جهت اصلاح سيستم فساد در كشور تلاش خواهد شد.

آقای ربانی خط مشي جبهه ملي افغانستان را پيروي از فرهنگ ديني، رعايت سنن‌ملي، حمايت از حاكميت قانون، اجراي اصلاحات سودمند، كمك به توسعه نهادهاي مدني، انتخابي بودن واليان، مبارزه با تروريسم و همكاري با جامعه جهاني‌ذكر كرد. اگر چنین باشد، این اهداف جامعه را بسوی فدالی شدن نزدیک میسازد. تبعیت از نظام فدرالی کفر سیاسی نیست، کفو سیاسی خواهد بود!

پروفیسور رباني تلاش در جهت رعايت حقوق بشر، مبارزه جدي براي نابودي مواد مخدر و تجارت آنرا از ديگر اهداف اين تشكل اعلام كرد و گفت: نه تنها دولت بلكه جامعه‌جهاني تاكنون برنامه جامعي رابراي رفع مشكلات نظام کشاورزی و كشاورزان ما ‌تهيه نكرده‌اند. ما با ایجاد این اتحاد به‌سوي افق روشن گام برمي‌داريم و چشم براه هستيم تا ديگر شاهد كشتار بي‌رحمانه زنان، جوانان و افراد بي‌گناه نباشيم. او قشرهاي مختلف مردم افغانستان را به اتحاد و يكپارچگي دعوت كرد و گفت:

به دور از غوغاي جنگ براي تامين امنيت و باز سازی کشور همكاري كنيم. به باور او زمان آن فرارسيده است تا بجاي شنيدن صداي تفنگ و گلوله باهم به گفت وگو بپردازیم. استاد ربانی در کنفرانس مطبوعاتی خویش هم برای پاسخ دادن به سخنان سبک وشتابزده ی رییس جمهور وهم بعنوان بیان اهداف جبهه ملی افغانستان گفت: اضهارات اخیر آقای کرزی درمورد جبهه ملی افغانستان، ناشی از احساسات بوده ویک بیان انغعالی میباشد.

برهان‌الدين رباني، عبدالرشید دوستم، نورالحق علومي، محمد اكبري، قاسم فهيم، سید محمدگلابزوی، مصطفي كاظمي، مصطفی ظاهر، محمد يونس قانوني، محمد نعيم فراهي و چندين تن ديگر به عنوان اعضاي شوراي رهبري جبهه ملي افغانستان اعلام شدند