مقالات نشر شده درسایت" جنبش" بيانگر اندیشه و افكار نويسنده گان آن است جنبش وسیمای درخشان جنرال عبدالرشید دوستم

بیانات مخصوص جنرال عبدالرشید دوستم چهره كلیدی انتخابات ۱۳۸۸ در
افغانستان با طلعت آتیلا خبر نگار تورك تایم

 

جنرال عبدالرشید دوستم   بنیانگذار موسس و رهبر حزب جنبش  ملی اسلامی افغانستان و پدر معنوی  جنبش  جوانان  افغانستان

جنبش وسیمای درخشان جنرال عبدالرشید دوستم

مسعوداحمد مسعود رئیس شورای مرکزی جنبش جوانان افغانستان

جنبش جوانان افغانستان

جوانان

تشكیل مركز اروپای جنبش جوانان افغانستان

قانون اساسی

قانون احزاب

قانون ثبت احزاب

قانون انتخابات

 

انتخابات افغانستان و بازتاب آن

در رسانه ها

محمد همایون سرخابی   

طالبان وحشی این گروه بی فرهنگ جنایت پیشه با تبانی با شبکه های تروریستی القاعده که صفحه جدید از ننگ ، جهل و ظلمت را در تاریخ معاصر کشور ما گشودند ،  با کارنامه های تروریستی ضد بشری خویش اکثر شهروندان شریف ولایات هم سرحد با پاکستان را به گروگان گرفته ، زجر ، شکنجه ،  دلهره و پریشانی را جز زندگی روزمره مردم آن مناطق نموده اند . این پاده های تاریک اندیش به دستور دیگران با اعمال ظالمانه و شیطانی خود هر روز ده ها و حتی صدها هموطن رنجور ما را در سوگ نبود عزیزان شان با تلخ کامی دعوت میکنند و لب خند شادی را از لبان  زنان و مردان این ولایات ربوده اند . تلاش های ضد اسلامی و ضد انسانی این گروه وحشی جنایت پیشه با گذشت هر روز ابعاد جدید و اشکال تازه به خود کسب می نماید و اکثر مناطق میهن عزیز ما را به ماتم سرا مبدل نموده اند . کشتار بی رحمانه افراد ملکی در روز انتخابات ریاست جمهوری و شورا های ولایتی ، قطع انگشت دست رای دهندگان ، بم گذاری و کشتار بی رحمانه 77 تن و زخمی شدن بیش از صد تن از شهروندان شریف ، بی گناه و بی دفاع ما در روز دوم ماه مبارک رمضان در شهر قندهار ، باعث خشم و نفرت همه افغان ها گردیده و هزاران تف  و نفرین را بدرقه راه شان نمود .  سوال عمده و اساسی در این جا است که : چه وقت این تراژیدی نفرت انگیز ضد بشری نقطه پایان خواهد یافت ؟ و فضای صلح و آرامی در کشور جنگ زده ما حکمفرما خواهد شد ؟ و چه زمانی مردم رنجور ما از شر این جنایت پیشه گان تاریخ رهایی خواهند یافت ؟  دردا و دریغا سردم داران قصر سفید آمریکا و متحدان غربی شان با وصف آگاهی دقیق و اطلاعات کافی از همه جنایات تکان دهنده و ضد بشری این گروه منفور ، طالبان را به گروه های تند رو و میانه تقسیم نموده و خواهان گشودن باب مذاکره با آنها گردیده و حتی جهت خشنودی بیشتر و جلب اعتماد مطمئن شان بعد از گذشت هشت سال در سوگ نبود اسیران جنگی آنها اشک تمساح می ریزند و با نشر مقالات و صدور اعلامیه های تهوع آور، بی تفاوتی حاکمان وقت  قصر سفید را به باد انتقاد گرفته و سعی میورزند تا زیرکانه با شعار دروغین دفاع از حقوق بشر، دست پرورد گان اجیر خود را راضی نگه داشته و به آرامش دعوت نمایند . چرا این شامپیون های دفاع از حقوق بشر در مورد شیخ عیسی بن زاید آل نهان برادر وزیر دفاع و ولیعهد امارات متحده عرب که در برابر چشمان تیز بین کمره با چوب میخ دار بدن عریان محمد شاهپور تاجر افغان را جریحه دار و با پاشیدن نمک در زخم های او  و پر نمودن دهانش با ریگ بی رحمانه  به رگبار مسلسل بسته و با عبور موتر از سر او حماسه ننگ آفریدند ، مهر سکوت بر لب زده و آن جنایت پیشه را به میز محاکمه دعوت نکردند ؟ ولی آقای جیمز رایزن این مدافع کذائی حقوق بشر نیز بعد از گذشت هشت سال در شماره 11 ماه جولای 2009 نشریه نیویورک تایمز اشاراتی پیرامون کشته شدن اسیران جنگی طالبان نموده و باعث نگرانی هزاران هم میهن ما چه در داخل و چه در خارج  گردید . آیا صدور چنین اعلامیه ها و موضع گیری های  عجولانه در جریان پروسه انتخابات ریاست جمهوری و شورا های ولایتی مبین مداخله آشکار ابر قدرت آمریکا این  پرچمدار صلح ، دموکراسی و آزادی ، در امور داخلی افغانستان تلقی نمیگردد ؟ و آیا صدور اعلامیه غیر مسئولانه سفارت کبرای آمریکا مبنی بر نگرانی از بازگشت جنرال دوستم در افغانستان خلاف ارزش پروتو کول های دیپلماتیک به شمار نه می آید ؟ و استقلال سیاسی و حاکمیت ملی افغانستان را نیز زیر سوال نه می برد ؟  نشر مضمون سر تا پا از توهین و تحقیر آمیز روز جمعه دهم ماه جولای 2009 روزنامه گاردین لندن تحت عنوان (  خر ها افغانستان را رهبری مینمایند ) زبان گویایی از تنفر و بی  تفاوتی این کشور ها  از افغانستان و رهبری آن نیست ؟ همه به یاد دارند بعد از وقوع حادثه 11 سپتمبر 2001 و یورش خونین قوت های واکنش سریع آمریکا در افغانستان کدام یکی از چهره های نظامی بر علیه طالبان و القاعده از سوی رسانه های غربی شخصیت مطرح ارزیابی میگردید ؟ صفحات جراید و مجلات و روز نامه های کشور های غربی در گرو انحصار قهرمانی ها و کارنامه های ماندگار کدام شخص و یا اشخاص قرار گرفته بود ؟  آیا تمام عملیات خونین جنگی در افغانستان طور مستقیم توسط قوای واکنش سریع آمریکا عملی و انجام نه پذیرفت ؟ اگر تخطی حین عملیات نظامی صورت گرفته باشد مسئول درجه یک آن خود فرماندهان نظامی و جنگ جویان آمریکایی هستند ، زیرا در آن زمان جنرال دوستم که تازه به وطن برگشته بود فاقد هر گونه تشکیلات اداری ، نظامی و حربی بود ، ولی وی بنابر محبوبیت خاصی که میان مردم خود داشته و دارد ، به یک صدا توانست هزاران تن هم سنگر رز مجوی خود را از اقصای کشور به کمترین زمان به دور خود بسیج نموده  و با ترک تازی های بی نظیر خود بر تارک اردوی پاکستانی ها و اجیران زبون شده  شان یورش برده و با وارد آوردن ضربات کوبنده و مرگبار حماسه ها آفریند . صادقانه باید اعتراف نمود که جنرال دوستم در آن زمان به هیچ گونه امکانات ضروری لوژیستیکی نظامی و وسایل انتقال اسیران جنگی و همچنان باز داشت گاه دست رسی نداشت . زیرا همه مناطق شمال کشور تا آن زمان تحت کنترول و اداره مستقیم طالبان وحشی قرار داشت .  همه به یاد دارند که : آن نیرو های جنگی آمریکا بود که طالبان اسیر را در داخل کانتینر ها جابجا نموده و روانه قلعه جنگی ، زندان جوزجان و حتی مکتب سلطان راضیه بلخ نمودند . که عده ای از اسیران توسط داوطلبان داغدیده و خشمگین شمال و همچنان جنرال داود داود  در کندوز و معلم عطا محمد نور در بلخ کنترول و اداره میگردید  ، که متاسفانه یک تعداد شان توسط طیاره های بی 52 نیرو های آمریکایی در  داخل قلعه جنگی و تعداد دیگر توسط نیرو های تحت فرمان معلم عطا به جرم مقاومت در لیسه سلطان راضیه بلخ  تیر باران گردیدند . خوشبختانه فیلم های مستند این سنا ریو های تلخ در آرشیو همه کشور های جهان موجود است ، ولی مقامات آمریکایی از آن همه واقعیت ها چشم پوشی نموده و انگشت انتقاد را صرف علیه جنرال دوستم رهبر ملیون ها ترک تبار افغانستان حواله می نماید . در حالیکه جنرال دوستم به یاری هزاران تن هم زرمان فداکار و دلیر خود توانست پلان دراز مدت چندین ماهه و حتی چندین ساله آمریکا را در چند روز و چند هفته در شمال کشور تحقق بخشیده  و از سوی مقامات ارشد آن وقت نظامی آمریکا به دریافت مدال بهترین فرمانده آزموده نظامی مفتخر گردد . اگر همکاری صمیمانه جنرال دوستم و نیرو های دلیر ائتلاف شمال نه میبود ، نیرو های نظامی آمریکا هرگز قادر نبودند که بدون تلفات اندک به آن سادگی در شمال کشور بر طالبان فائق آمده و به سوی شرق کشور لشکر کشی نمایند . چنانچه امروز به همگان روشن و هویدا گردیده است که اردوی آمریکا با وصف همکاری  مستقیم جنگی اکثر کشور های عضو ناتو و با  ساز و برگ بزرگ نظامی قادر نیستند چند ولایت محدود جنوب را تحت کنترول مستقیم خویش قرار داده و جلو تلفات مردم ملکی و جنگ جویان خود را بگیرند . باید شرافتمندانه اعتراف کرد که : آن ابهت کاردانی و تجارب بی پایان نظامی جنرال دوستم بود که آمریکا را به چنان پیروزی چشمگیر در شمال کشور نایل نمود . همین اکنون نیز جنرال دوستم میتواند در چند ماه محدود تمام  مناطق صفحات شمال را از لوس وجود طالبان وحشی پاک سازی نموده و همه لانه های جهنمی شان را در هم کوبد و زندگی صلح آمیز را برای هموطنان ما به ارمغان آورد . مگر انکشاف اوضاع مبین آن است که کشور های غربی آرزو ندارند تا صلح دایمی و امنیت سرتاسری در افغانستان تامین گردد ، زیرا برقراری صلح و تامین امنیت  در افغانستان سوال خروج و برگشت بدون قید و شرط جنگ جویان ناتو را در قبال خویش دارد . چنانچه چندی قبل مسوولین امور سیاسی  ایالات متحده آمریکا و انگلستان طی اعلامیه های جداگانه رسمی از دوام فعالیت های نظامی قوت های نظامی خویش برای مدت بیست سال و چهل سال مردم میهن ما را آگاهی بخشیدند . این یک حقیقت است که : جنرال دوستم میتواند نقش موثری در پروسه تامین صلح و امنیت ملی در کشور داشته و مانند هر شهروند دیگر نیز حق  دارد تا در تعیین سرنوشت مردمش  سهم تاریخی خویش را ادا  نماید . آژانس خبر رسانی رویتر به تاریخ 19 ماه آگست 2009 با وصفی که از برگشت جنرال دوستم به زاد گاهش ابراز نگرانی نموده است ، ولی از او به اسم (  کینگ میکرز ) یا پاد شاه ساز در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری و شورا های ولایتی معرفی نموده است . برگشت او نتنها قابل تشویش و نگرانی نه بود ، بلکه این دلیر مرد تاریخ معاصر میهن ما با این عمل جسورانه خویش توانست قبل از آغاز انتخابات جلو وقوع هر گونه نا آرامی های خطرناک را در بعضی از ولایات شمال سد گردیده و نگذارد دامنه جنگ و خشونت ابعاد تازه را بخود کسب نموده و صفحات شمال وطن عزیز ما را نیز دست خوش خشونت و آشوب ها نماید . زیرا تظاهرات هزاران تن از هموطنان خشمگین ما در صفحات شمال که به یک صدا و یک آواز تقاضای برگشت رهبر و یا تحریم  انتخابات را مینمودند موید این ادعا و واقعیت است . ایالات متحده آمریکا باید خوب بداند که جنرال دوستم فرد عادی و ساده ای افغان نیست . بلکه او صدای خفته و پر ابهت یک ملت است ، او توانسته است به روح و روان ملیون ها هموطن خویش با غرور صمیمانه جاودانه گردد و از حمایت و پشتیبانی بی دریغ شان مستفید شود عقل سلیم حکم میکند که : نباید با چنین قضایا مهم ملی به مشاوره گمراه کننده طالبان نکتایی دار داخلی و خارجی کشور باور کرد ، سبک سرانه و ساده لوحانه خدای ناخواسته مناطق امن کشور را نیز به جهنم جنگ و خشونت مبدل  نمود  .                                                                  

 ومن الله التوفیق                                                           

محمد همایون سرخابی از لندن                                                  

29 ماه آگست 2009                                                       

 


Copyright ©junbesh 2001_2009

استفاده از مواد نشر شده  با ذكر ماخذ مجاز است

info@junbesh.net