پیام شاد باش و امتنان بازماندگان پروفیسورغلام محمد میمنگی هنرمند شهیر و مشروط خواه نستوه میهن ، به دایر گنندگان با احساس و حق شناس کشور به مناسبت هفتادوسومین سال روز وفات آن مبارز مرد وطن
محمد همایون سرخابی از لندن
خواهران و برادران ارزشمند ، دوستان و اشتراک کنندگان گرانقدر : اسلام و علیکم و رحمت الله و برکاة ! اجازه بدهید نخست از همه تشکرات قلبی و سپاس بیکران خود را به نمایندگی از بازماندگان هنرمند شهیر کشور پروفیسور غلام محمد میمنگی این مبارزمردیکه بیشترین ایام زندگی خویش را به خاطر ندای بر حق مردمش در شکنجه و حبس با مشقت سپری کرد ، به پیشگاه شما دایر کنند گان این همایش بزرگ صمیمانه تقدیم بدارم . پروفسور غلام محمد میمنگی از تبار دلیر مردانی است که تا آخرین لحظات زندگی هرگز تسلیم زر و زور نشد و به خاطر رهایی انسان زحمت کش از چنگال فقر و بیسوادی ، جهل و عقب ماندگی دلیرانه رزمید و به خاطر برابر زیستن و از بین بردن شیشه های مکدر ناباوری و عدم اعتماد میان اقوام مختلف کشور بی باک و بی حراس مبارزه نمود و به همرزمان و اعضای خانواده اش به سمبل از خود گذری و پایمردی مبدل شد . نیای بزرگم پروفسور غلام محمد میمنگی فرزند عبدالباقی مینگ باشی بن صوفی مینگ باشی از خانواده مشهور و متنفذان اوزبیک های میمنه و یکی از ارکان مشروطیت اول و روشنفکر وقت بود که هنر اندیشی و ترقی خواهی در وجود او به هم آمیخته بود . او در سال 1252 هجری شمسی در شهر میمنه ولایت فاریاب چشم بدنیا گشود . هفت سال داشت که بعد از فروپاشی حاکمیت امیر دلاورخان در میمنه با پدرش عبدالباقی مینگ باشی با تضمین قرانی به کابل رفت ، ولی بعد از عهد شکنی و اعدام پدرش توسط امیر عبدالرحمان جلاد تحت نظارت شدید دولت مستبد قرار گرفت و هرگز اجازه برگشت به وطن آبایی خود را نیافت . غلام محمد خورد سال بنابر مشکلات اقتصادی و زندگی مشقت بار در مهاجرت ،عریضه مفصلی به حضور امیر عبدالرحمن ارسال و اجازه ء سفر به زادگاهش را نمود . در ضمیمه عریضه ، تصویری از یک پرنده ای کوچکی را نیز برای شاه تقدیم کرد ، ولی مورد قبول شاه مستبد واقع نگردید . دوکتور جان گیری انگلیس طبیب و مشاور امیر عبدالرحمان که خود نقاش ماهری نیز بود با مشاهده آن تصویر پرنده کوچک متعجب گردیده و غلام محمد را به حضور خود می طلبد و از ماجرای زندگی جانکاه و تلخ او آگاهی حاصل می کند و از سال 1261 الی 1270 هجری شمسی او را تحت تربیت و پرورش خویش در دربار امیر قرار میدهد . در این ایام غلام محمد علاوه بر آشنایی و تسلط کامل به هنر رسم ، نقاشی و آموزش زبان انگلیسی در ترمیم و تزئین اتاق های ارگ سلطنتی نیز زحمات زیادی را متقبل میشود . غلام محمد در ایام نوجوانی بنابر استعداد خدا دادش از سال 1286 الی 1291 به صفت معلم رسم در مکتب حربی کابل ایفای وظیفه مینماید در زمان زمامداری امیر حبیب الله خان در سال 1283 به فرمان شاه او اولین سرلوحه سراج الاخبار را طرح و دیزاین نمود . در همان سال به اساس احکام بعدی شاه به تعداد ده نفر شاگرد افغانی و چهار نفر شاگرد اتریشی را که از روسیه فرار نموده و به افغانستان پناهنده شده بودند هنر نقاشی و رسامی را آموخت . به اساس هدایت رسمی شاه در خصوص کار های کیمیایی در مطابع دولتی ، ساختن تخته ای سلیت ، تباشیر سازی ، دیزاین تخته های درسی ، دیزاین پوست کارت ها ، دیزاین تکت های پستی ، دیزاین صنعت چاپ رنگه بروی دستمال ها و تکه ها ، طرح و دیزاین نشان های دولتی و غیره نیز اقدام ورزید . غلام محمد میمنگی بنابر ضدیت و آشتی ناپذیری که با استبداد ، استعمار و استثمار داشت بی حراس ، دلیرانه با گروه مشروطه خواهان پیوست و با استفاده از موقف خویش عریضه ای مشروطه خواهان را در شهر جلال آباد پیش امیر حبیب الله خان برد ولی در آنجا با دیگر مشروطه خواهان محبوس و در غل و زنجیر پای پیاده به کابل آورده شده و در کو توالی محبوس گردید ، او هر روز با یک سپاهی برای نقاشی به ارگ شاهی برده میشد تا آنکه در اوایل سلطنت امیر امان الله خان مانند سایر روشنفکران کشور ، ا و نیز از حبس رها شد . بی حرمتی ، زجر و شکنجه ء زندان غلام محمد را مانند سایر مبارزان میهن سخت خسته ، ملول و رنجور ساخته بود ، شاه امان الله خان در سال 1300 هجری شمسی او را یکجا با غلام صدیق خان چرخی سفیر کبیر جدید التقرر افغانستان در برلین از طریق هندوستان ایتالیا و فرانسه به کشور آلمان فرستاد و در ماه اکتوبر سال 1921 عیسوی وارد شهر برلین گردید . غلام محمد میمنگی بنابر استعداد ذاتی ، تجارب و اندوخته های بیشمار قبلی علمی خود ، دوره دو ساله ای تحصیل دارالفنون هنرهای زیبای برلین را در مدت شش ماه تکمیل و بین چهارصد نفر شاگردان داخلی و خارجی مقام اول را حاصل و از جانب اداره ای دارالفنون برلین یک قدح سنگ لاجورد با نوشته های طلا و یک دانه پن نکتایی طلا و الماس از طرف پروفسور البرت کوخ نقاش شهیر آلمان و دکتر زورنزون معاون دایرکتر بروپال برای وی تقدیم شد ، که جریان این روی داد با اهمیت و تاریخی طور مفصل در شماره 388 جریده سو سیال فورت مورخ پنجم دسامبر 1922 و همچنان به شمارهء 45 مورخ 5 دسامبر 1922 نشریه فولک اوند ساید آلمان با عکس ها و نمونه های رسم و القاب پروفسور شان به چاپ رسیده است . در نشرات داخل کشور نیز در شمارهء 15 سال 1301 جریده ای امان افغان نیز جریان موضوع مفصلاً نشر شده است .
پروفسور غلام محمد میمنگی بعد از ختم تحصیلاتش از دارالفنون هنر های زیبای برلین در آلمان از مراکز صنایع و هنر های زیبای کشور های هالند ، فرانسه ، بلجیم و انگلستان نیز بازدید نموده و در هریکی از این ممالک مطالعات زیادی را انجام داده و اندوخته های فراوانی با خود به ارمغان آورد . سفر او در این کشور ها بیش از هشت ماه را در برگرفت . پروفسور غلام محمد میمنگی علاوه بر هنر رسامی و نقاشی در آلمان به 12 رشته ای تخصصی دیگر از قبیل بخشهای کیمیایی طباعتی ، هیکل تراشی سند تخصصی بدست آورد . پروفسور غلام محمد میمنگی علاوه بر زبان مادری اش اوزبیکی به زبان های فارسی دری ، ترکی استانبولی ، انگلیسی و آلمانی تسلط داشت و حین اقامتش در اروپا نامه ای از پسر کوچکش مرحوم عبدالروف میمنگی دریافت میدارد و جواب نامه پسر را با پارچه شعری چنین پاسخ میدهد
ازآن روزیکه ازکابل سوی جرمن کمربستم
بخدمت گاری ملت زدام عمر برجستم
زشادی نورچشم من به پیراهن نمی گنجم
بحمدالله رسیده نامه ات امروز در دستم
تو از من خواستی بکسی برای رفتن مکتب
الهی بهره ورگردی به چشم خویش میفرستم
تومکتب روسبق میخوان ومادر را تسلی کن
که من درخدمت اهل وطن سرشاروسرمستم
برای خدمت ملت کنم من صنعتی حاصل
به یورپ آمدم جان پدر در فکر آن هستم
برای دیدن روی تو ای نور دو چشم من
که چشم از دیدن آسایش یورپ فرو بستم
اگر خواهد خدا روزی که بینم باز دیدارت
به درگاه کریم او امید خویشتن بستم
غنی گر نیستم اما (مصور) بودنم بهتر
که نقش زر تجلی می کند پیوسته از شستم
پروفیسورغلام محمد میمنگی در آفرینش آثار هنری اش به رنگ آبی و رنگ روغنی ید طولائی داشت ، مناظر طبیعی را بصورت رف کار میکرد و کار های هنری او همه به شیوه ماستر پیس میباشد . او به سبک کلاسیک ، رئالیسم و ابستره تابلو های زیادی آفریده و در ترسیم تابلوهای مینیاتوری نیز مهارت بی نظیر و فراوانی داشت . ترسیم کارتون را برای اولین بار در سراج الاخبار رایج نمود .
پروفیسورغلام محمد میمنگی در سال 1302 بعد از سفر اروپا وارد کشور شد و در همان سال مکتب صنایع نفیسه کابل را بنیاد گذاشت علاوه به رشته های هنر رسامی ، نقاشی ، دپارتمان های کریستال سازی ، عاج مصنوعی ، ریاضی ، موسیقی ، مجسمه سازی ، لیتوگرافی ، نقاشی مینیاتوری ، زبان و ادبیات فارسی ، مهندسی ، معماری ، تباشیر سازی ، کاشی سازی ، کاشی کاری ، نجاری ، خیاطی ، تزئینات ، فوتو گرافی ، قالین بافی ، حکاکی ، خطاطی ، گل سازی ، آتش بازی ، و غیره را بنیاد گذاشت و یک تعداد استادان لایق و ورزیده را از کشور های دوست رسماً دعوت نمود . از کشور ترکیه فرخ افندی ، ایران چهار نفر در رشته قالین بافی ، هندوستان مستر عبدالعزیز مستر دین ، آلمان مستر نیمایر ، روسیه مستر گهی با علاقمندی خاصی مصروف خدمت ، تربیت و پرورش اولاد وطن گردیدند .
پروفسور غلام محمد میمنگی آثار هنری زیادی از خود به یادگار گذاشته است ، مگر متاسفانه بعد از سقوط رژیم دکتر نجیب الله و حکمرانی مجاهدین و رژیم فرهنگ ستیز طالبان مزدور اکثر آثار هنری او از قصر ریاست جمهوری ، موزیم ملی کابل ، گالری ملی ، قصر ستور وزارت خارجه ، قصر صدارت عظمی و غیره مراجع دولتی و بخصوص بازماندگان او در کابل سرقت و از بین برده شده است . پروفیسورغلام محمد میمنگی در بارهء پرسپکتیف ، صرف و نحو رسامی و نقاشی، پرو گرام درس رسامی و نقاشی مکاتب ابتدائی ، تشریح و ترسیم استخوان بندی حیوانات کتاب های مفید و ارزشمندی را تالیف نموده است ، خوشبختانه این مجموعه ها و نوشته های او اخیراً در کتاب شرح احوال و آثار پروفسور غلام محمد میمنگی توسط نویسنده گرامی محترم دوکتور عنایت الله شهرانی به زیور طبع آراسته شده و به دست رس علاقمندان و دوستداران او قرار دارد .
دردا و دریغا این ستاره پر فروغ هنری و مبارز مرد راه حق و عدالت در 5 قوس 1314 هجری شمسی جهان فانی را وداع نمود و در حظیره عاشقان و عارفان (ع) محترمانه به خاک سپرده شد . مرحوم استاد غلام احمد نوید شاعر توانا و نام ور ، داماد همشیره پروفسور مرثیه زیبایی را در سوگ نبودش سروده که در لوحه سنگ مزار مرحوم نیز حک شده است
گر بپرسی زمن این مدفن کیست
قبر دانشور نیکو سیری است
این که در زیر لحد پنهان است
در هنر نابغه ء دوران است
عالم و فاضل و نیکو سیری
ملکی بود به جلد بشری
کرده تحصیل علوم دینی
یک سر مو نبدش خود بینی
بر بسا علم که عارف بوده
این زخدام معارف بوده
گشته از زحمت این پاک نهاد
به وطن مکتب صنعت آباد
از همه با هنران بر تر بود
در فن رسم پروفیسر بود
بود صاحب هنران را استاد
خط سرمشق به ارژنگی داد
سوخت از رشک روان بهزاد
قلم از دست رفایل افتاد
وصف این فاضل و رسام شهیر
کی تواند قلم من تحریر
ای دریغا که چنین ناموری
زبده ء دهر و سرا پا هنری
در ته ء خاک سیه خوابیده
رخ خود را به کفن پوشیده
گرچه خوابیده کنون زیر لحد
نام او زنده بود تا به ابد
زند یاد پروفسور غلام محمد مینگی دارای دو پسر به نام های غلام محی الدین سرخابی و عبالروف سرخابی و سه دختر هریک زوجه شاد روان علی محمد خان وزیر دربار ، زوجه شاد روان استاد محمد کریم نزیهی جلوه نویسنده و شاعر توانای زبان اوزبیکی و فارسی و زوجه شاد روان نذیرقل خان میمنگی سابق رئیس فابریکه قند بغلان صنعتی شخصیت شناخته شده کشورمیباشد . نوا سه های مرحوم پرفسور مانند هزاران هموطن افغانستانی ما مجبور به ترک میهن گردیده و در نقاط مختلف جهان زیست می نمایند .
در فرجام با نثار درود های گرم و آتشین به پیشگاه همه ء شما اشتراک کنند گان ارزشمند و گرامی ، اجازه می خواهم از سوی خود و همه بازماندگان نیای بزرگم سپاس بیکران و احترام بی پایان خویش را به همه دایر کنند گان این محفل خجسته ، بخصوص محترم سترجنرال عبدالرشید دوستم رهبر گرانقدر و موسس جنبش ، ملی ، اسلامی ، افغانستان ، اعضا و مسوولین انجمن های فرهنگی آیدین ، بیلگی و غیره ، به خصوص جوان پر تلاش ، با احساس و دانشمند ، محترم عنایت الله فرهمند و همه ره روان راه انسانیت و فرهنگ دوستان که در ترمیم و ساختمان زیبا و پر ابهت آرامگاه بابام از هیچ گونه سعی و تلاش دریغ نه ورزیده اند تقدیم نموده ، به روان پاک مرحوم پروفسور غلام محمد میمنگی هنرمند شهیر و مبارز نستوه میهن درود فراوان بفرستم .
روانش شاد و خاطراتش ماندگار باد
24 ماه قوس 1388 مطابق 14 ماه دسامبر 2009